است و آن جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است. مرد تازه
متوجه شد كه آن روز، روز تولش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه
تولدش مصرف كرده است. او با شرمندگي دخترش را بوسيد و جعبه رااز
او گرفت و در جعبه را باز كرد. اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است
مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست
وبايد چيزي درون آن قرار داد. اما دخترك با تعجب به پدر خيره شد وبه او
گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا هر وقت
غمگين بود يك بوسه از جعبه بيرون آورد و بداند كه دخترش چقدر
دوستش دارد!!
:: موضوعات مرتبط:
داستان ,
,
:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 26
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9